
برای شانه های مهربان تو
این بهترین تکیه گاه من
من چه اندازه تنها شدم
با یک حرف ساده
چه به دور افتادم
خیلی بی بهانه
و چه اندازه هوا سرد است
بدون گرمای دستان نو
تو که نباشی همه چیز همین طور است
من دلیلی برای بودنم ندارم

رفتي سفر باز منو يادت رفت
شرطاي عاشق بودنو يادت رفت
رفتي سفر چيزاي تازه ديدي
ديدي و خط رو اسم من کشيدي
رفتي سفر ترانه ها يادت رفت
تک تک عاشقانه ها يادت رفت
سپردي عشقمو به اب ودريا
قلبمو جا گذاشتي لاي ابرا
نگاهمو دادي به باد وبارون
عين يه عابر گوشه ي خيابون
رفتي سفر بدون يه خاطره
ميخواستي عشقم از تو فکرت بره
رفتي سفر منو فراموش کني
به حرف ادم عاقلا گوش کني
رفتي سفر ببيني اين ديوونه
تا کي ميخواد منتظر بمونه
رفتي سفر اشکمو در بياري
گفته بودي طاقتشو نداري
رفتي سفر نه خبري .نه چيزي
انگار نه انگار که برام عزيزي
رفتي سفر خيلي چيزا يادت رفت
انگار تمام قصه ها يادت رفت
قولا تو انگاردادي دست نسيم
دروغه که بگم بهم ميرسيم
عشقمو بخشيدي به کوه ودره
حتي منو دوست نداري يه ذره
حرفاي قبل سفرت دروغ بود
من نبودم خيلي سرت شلوغ بود
رفتي سفر جاي منو گرفتن
تمام دنياي منو گرفتن
خبر نداشتم ميري تنها ميشم
تنها ترين عاشق دنيا ميشم
گفتي که با سفر عوض نميشه
عشقي که ميمونه واسه هميشه
رفتي وحرفات مث برفا اب شد
اسمون انگار رو سرم خراب شد
تمام اين حرفاي خوب يادت رفت
قصه دريا وغروب يادت رفت
عشق من و عکس خودت يادت رفت
نقشه واسه تولدت يادت رفت
پاييز وبرگاي طلا يادت رفت
انگار تمام ماجرا يادت رفت
سپردي قلبتو به قلب ديگه
شايد بهت حرفاي بهتر ميگه
رفتي وپا روي روياهام گذاشتي
تا ته دنيا چش به رام گذاشتي
سفر بده کاش نمي رفتي سفر
خيليه که از تو ندارم خبر
منم ميخوام برم يه جاي خلوت
بگم به هرچي قهر ودوري لعنت
همين روزا تو داري برميگردي
ببين با عشق زندگيم چه کردي
بيا بگو هنوز منو يادت هست
هنوز ميشه يه عهد نقره اي بست
يا نمي ريم يا ديگه با هم مي ريم
چون همو يادمون نره کم ميريم
من که تو اسمون تو حتی ستاره ندارم
کجا برم که بی تو من یه راه چاره ندارم
عشق تو مثل اتیشه
خودت ولی کوه یخی
عشق تو عشق اخره
عشق دوباره ندارم
تو که خودت ستاره ای
یا که یه راه چاره ای
اگه ازم جدا بشی همون عشق دوباره ای
نگو ستاره گمشده تو اسمون تار من
نگو پرنده پشتشو با زخم های شکار من
منی که با ترانه هام لحظه به لحظه با تو ام
نگو نموندها تا ابد
تو هر نفس کنار من
این که میگم بهانه نیست
بهانه عاشقانه نیست
بدون که عاشقی فقط
نوشتن ترانه نیست
این که میگم بهانه نیست
بهانه عاشقانه نیست
بدون که عاشقی فقط
نوشتن ترانه نیست
اولین شب: ۲۵/۶
اگه تو یه روز نباشی
ارزو معنی نداره
حتی خوشبختی تو این شهر دیگه پاشو نمیزاره
بی تو رو خونه ی قلبم
پیله ی غصه میشینه
چشم من تو دنیا جز تو نمیخواد چیزی ببینه
اگه تو یه روز نباشی نفسم بالا نمیاد
چون که این دلم به جز تو
هیچی از دنیا نمیخواد
بی تو عقده های کهنه
می لولن تو سینه هر دم
اگه مال من نباشی دل من جون میده در دم
اگه تو یه روز نباشی واسه من اخر دنیاست
فکر کنم تموم عشقم توی این ترانه پیداست
واژه های خیس نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
این متن و من ننوشتم.یه دوست ازم خواست براش بذارم تو وبلاگم.
شيشه اي مي شکند ... يک نفر مي پرسد...چرا شيشه شکست؟
مادري مي گويد...شايد اين رفع بلاست
يک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشي مثل يک کودک شيطان آمد،
شيشه ي پنجره را زود شکست.
کاش امشب که دلم مثل آن شيشه ي مغرورشکست،
عابري خنده کنان مي آمد...
تکه اي از آن را بر مي داشت...
مرحمي بر دل تنگم مي شد...
اما امشب ديدم...
هيچ کس هيچ نگفت،
قصه ام را نشنيد...
از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم کمتر است؟؟؟؟؟؟؟
عاشق هایت را مثل کانال تلوزیو عوض می کنی و با افتخار می گویی که عشق برایت این چنین است! و من میخندم ..... به برنامه هایی که هیچ کدامشان به درد نمی خورند.!!!!!!!!

